گاور منظومه‌هاي تعليمي مفصلي بيشتر درباره‌ٴ اخلاق و درعين حال پاره‌اي موضوعات‌ ديگر نوشت‌. جالب‌ترين موضوع در مورد او آن است كه به سه زبان نوشت‌. چون انگلستان در آن‌ زمان گرفتار سه زبان بود. او آيينه‌ٴ بشر را به فرانسه نوشت‌، فرياد دادخواهي را به لاتيني و اعتراف‌ دوستانه را به انگليسي (البته عنوان هر سه كتاب به زبان لاتيني است‌)، مقاله‌ٴ هفتم اعتراف گزارش‌ همه‌فهمي درباره‌ٴ علم است‌. به‌طور كلي مي‌توان گفت منظومه‌هاي چاسر و گاور حاوي مطالب‌ فراواني درباره‌ٴ فرهنگ مردم و آداب و رسوم آن عصر است‌؛ آنها آيينه‌ٴ تمام‌نماي عصر و محيط خويش بودند، به‌همان شيوه‌اي كه آثار اوستاش دشان و كريستين دوپيزان معاصران‌ فرانسوي‌شان بودند.
غالب كساني كه از آنان سخن گفتم‌، غيرراهب يا غيركليسايي بودند. تنها راهب والتر هيلتن‌ اوگوستيني بود. هيچ ذكري از دومينيكيان و فرانسيسيان نشده است‌، درحالي كه در نيمه‌ٴ اول‌ قرن‌، بيشترين كار توسط آنان انجام گرفت‌.
5. آلمان‌. گروه آلماني بسيار چشمگير است و براي مورخ علم اهميت ويژه‌اي دارد، زيرا بسياري از افراد آن به كارهاي علمي و بحث از مسائل و روش‌هاي علمي سرگرم بودند. اين‌ فيلسوفان علوم‌، با اين‌كه آلماني بودند، از محصولات دانشگاه پاريس به‌شمار مي‌رفتند، بيشتر كار آنان در واقع در پاريس يا تحت تأثير پاريس انجام گرفته بود. از اين رو، فعاليتشان را به‌همان‌ اندازه‌ٴ آلمان مي‌توان به فرانسه هم نسبت داد. بزرگ‌ترين اين استادان پاريسي ـ آلماني آلبرت‌ ساكسوني‌، بنيان‌گذار دانشگاه وين و نخستين مدير آن در سال 1366 بود. او رساله‌اي درباب‌ منطق جديد و تعدادي شرح بر آثار ارسطو نوشت‌. يكي ديگر از پيروان برجسته‌ٴ آكمي يك‌ يهودي‌زاده بود معروف به تِموي يهودي كه در وستفالي زاده شد، ولي در پاريس تحصيل كرد، در آن‌جا معلم مشهوري شد و افتخار زيادي كسب كرد. او شرحي بر احداث جو نوشت‌، از لحاظ مضمون و شكل مشابه شرح‌هاي آلبرت‌. هندريك اُويْتايي و هاينريش لانگنشتاين به‌خاطر مشكلات كليسايي ناشي از شقاق بزرگ ناگزير به ترك پاريس شدند. هردو در شمار نخستين‌ استادان دانشگاه وين بودند و عقايد فلسفي خود را تاحدود زيادي به‌صورت شرح‌هايي بر كتاب‌ عبارات بيان كردند. نيكولاس دينكلسبولي در پاريس تحصيل نكرد، بلكه در وين درس خواند، زيرا از نسل جوان‌تر بود. تأثير پاريس به‌صورت غيرمستقيم و از طريق استادانش لانگنشتاين و اُويْتا به او رسيده بود. او شرحي بر طبيعيات ارسطو نوشت‌. همه‌ٴ اينان از پيروان معتدل آكمي‌ بودند و در پراگ و وين امكانات فلسفي را براي كار علمي خالص در آينده فراهم ساختند. آنان را بايد از جمله‌ٴ پيشگامان دانشمندان آلماني عصر جديد به‌شمار آورد.
تضاد ميان كاري كه در نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ چهاردهم‌، و نيمه‌ٴ اول آن صورت گرفت‌، در آلمان از جاهاي ديگر محسوس‌تر است‌. مهم‌ترين كار نيمه‌ٴ دوم‌، انتقال آيين آكمي از پاريس به آلمان بود؛